خرید بک لینک
بسم الله الرحمن الرحیم یوم تبلی السرائر «دنیا سبز است. ما همهجا اکلیل میپاشیم. صلح و دوستی را برای کودکان سراسر دنیا به ارمغان میآوریم. صد سال است برای کودکان جهان شادی میسازیم!» این پردهٔ سبز را از ادعاهای #والت_دیزنی کنار بزنید. زیر مشتمشت اکلیل که در چشم و چالمان پاشیدهاند، حقیقتی عریان است. شرکت انیمیشنسازی والت دیزنی دو میلیون دلار را به حمایت از اسرائیل اختصاص داد. این خبر را در سایت رسمی والت دیزنی میبینید (عکس دوم)، جایی که از تلاش همهٔ اعضای شرکت برای جمعآوری کمکهای بیشتر به این دولت جعلی گفتهاند. چرا؟ به چه بهانهای؟ «حملات تروریستی حماس و خطر ناامنی برای کودکان اسرائیل»!!! دیروز که یادداشت قبلیام را در همین صفحه نوشتم، ۶۱۴ کودک در غزه شهید شده بودند. امروز شدند ۶۲۰ نفر. ۶۲۰ کودک زیر بمبارانهای اسرائیل در بزرگترین زندان روباز جهان، غزه، شهید شدند و والت دیزنی ککش هم نگزید. هفتاد سال است کودکان دارند در فلسطین شهید میشوند و محض رضای خدا، والت دیزنی بهودپرست یک تیزر برای حمایت از آنها نساخته! تو گویی کودکان فلسطینی از دایرهٔ مخاطبین #انیمیشن حذف شدهاند انگار! وجود ندارند انگار! حالا که بعد دههها نسلکشی، مقاومت به مقابله همت کرده، والت دیزنی به تکاپو افتاده برای کودکان اسرائیلی که همه از دم سرباز و مسلح و نژادپرست تربیت می شوند، کاری کند! آن هم وقتی نیروهای مقاومت، همانها که اسرائیل، نفربهنفر خانوادهشان را سلاخی کرده بود، کودکان صهیون را در آغوش گرفتند و نگذاشتند در مقاومت به آنها آسیبی برسد. بزرگترین شرکت انیمیشنسازی جهان که صد سال است ادعا میکند سفیر صلح کودکان است، دو میلیون دلار در جیب کودککشترین رژیم عالم ریخت تا بچههای فلسطینی

برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: پنجشنبه 27 مهر 1402 ساعت: 19:12

میبینم، که دستم پر باشه، وگرنه میشه گفت، هیچکدوم از فیلم های نمایش خانگی، نمیتونه ذره ای دلم رو آروم کنه که آخیش! یه فیلم خوب! 

و گاهی فکر میکنم، طفلک نوجوون های ما! 

از چی میخوان الگو بگیرن؟ چی ببینن؟ چی بشنون؟! 

چقدرررر دور و برشون پر شده از باطل، باطل، باطل! 

دلم خیلی میسوزه... 

و برای این دلسوزی البته باید کااار کنم! 

حرفزدن فایده نداره

برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1402 ساعت: 0:17

نوجوون که بودم، وقتی مادرم میگفت شب نباید ظرف کثیف تو سینک بمونه، فقر میاره؛ با مغز کاوشگر نوجوانیم، تو دلم میگفتم آخه ظرف کثیف چه ربطی به فقر داره!؟ ولی بعد عروسی، دو تا نکته خیلی برام مهم شد یکی همین ظرفی که شب تا صبح میمونه، یکی هم تمیزکردن خونه قبل از سفر.  وقتی بچه نداشتم حتما طوری تنظیم میکردم که آخر شب، سینک تمیز تمیز باشه. صبح ها که بلند میشدم حس سبکی خیلی خوبی داشتم، همه جا تمیز بود. « ذهنم درگیر کثیفیهای محیط نمیشد.» آزاد و رها میرفتم پی کارهام. مطالعه، خلق هنر و ... وقت غذا هم که میشد، سینک تمیز بود. گاز تمیز بود. روی کابینت ها تمیز بود. اصلا دلت میکشید بری توی اون آشپزخونه یه چیزی درست کنی با لذت بخوری...  اما شبهایی که به قانونم پایبند نبودم، صبح پا میشدم برم یه آب بخورم، ظرف های توی سینک رو میدیدم، میرفتم چای بذارم، لک گاز رو میدیدم و ...  دارم از «تلنبار کارهای مونده» حرف میزنم، از «بار اضافه روی ذهن» که الان ثابت شده برای تمرکز، یا موفقیت تو کسب و کار، چقدر مهمه! الان میان نظم چینی و فنگ شویی و قانون چاکراها و ... رو برای ما میگن!  مایی که اگه اسلام رو با همه جزییات، عمل کرده بودیم، هیچوقت محتاج شنیدن این چیزها هم نمی شدیم.  البته این مطلبم حدیث نفس بود، خواستم برای خودم بگم کار کم مداوم رو در برنامه قرار بده همیشه. من اون زمان که دونفر بودیم برای خودمون، از صبح هر ظرفی استفاده میکردم مرتب میچیدم تو سینک، شب بعد شام یه باره همشو میشستم. ( چون کم بود) ولی خونه های چندنفری اگه هر وعده نشوره آدم، خونه زود منفجر میشه.  بعد بارداری از ظرف ها بیزار بودم. از دیدن غذای مونده و ...  دیگه این نظمه به هم خورد، گاهی هم

برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1402 ساعت: 15:58

صفحه بندی